TOUCHING THE VOID
سایر تصاویر محصول

TOUCHING THE VOID

 لمس خلا 

TOUCHING THE VOID

 داستان فیلم 

داستان های حقیقی هیچ گاه شگفت  انگیز تر از حکایت واقعی داستان کوهنوردان انگلیسی یعنی

«جو سیمپسون» و «سیمون ییتس» نیستند. این دو نفر در سال ۱۹۸۵ تلاش کردند که کوهستان فتح ناشده «سیولا گراند» - در آندو های پرو _ را فتح کنند. چنین شایع بود که ارتفاع این کوه از قله ۲۱۰۰۰ پاست. در حالی که این دو کوهنورد قادرند به گونه ای حیرت انگیز کوه مزبور را در سه روز و نیم فتح کنند، سقوط آنها به طرز وحشتناکی با مشکل مواجه می گردد به گونه ای که پای راست سیمپسون می شکند. شرایطی که این دو با آن روبه رویند نامساعد و غیرقابل اعتماد است و شانس سیمپسون برای زنده ماندن، کمتر و این آغاز یک ماجراجویی واقعی است.

کارگردان فیلم _ کوین مک دونالد _ پیش از این فیلم «یک روز در سپتامبر» را ساخته. فیلم مستند «لمس خلأ» خلق دوباره و دراماتیک حوادث است. داستان به گونه ای مستند و سنتی حکایت شده. همچنین اولین اقتباس سینمایی از کتاب پرفروش خود سیمپسون است. لمس خلأ نمونه اعلایی از ظرفیت انسان در غلبه ناپذیرترین وضعیت هاست. همچنین شرایط لغزنده حرکت بین اخلاق و نیز روابط همیشه جذاب انسان و طبیعت در این فیلم به تصویر کشیده شده است. مک دونالد که صحنه های این فیلم را در محلی واقع در کوهستان سیولا گراند و نیز آلپ تصویربرداری کرده، عناصر سازنده فیلم را درون یک تنش جهنده و چرخش همه جانبه جای داده است.گفت وگوی زیر به تاریخ ۲۳ ژانویه با کوین مک دونالد کارگردان فیلم لمس خلأ انجام شده است:

• آقای مک دونالد آیا شما تا به حال صعود کرده اید؟

نه. هرگز. من در هنگامی که شروع به ساختن فیلم کردم، هیچ چیز درباره صعود نمی دانستم.

•اکنون چه طور، قادر به صعود هستید؟

الان هم وضع زیاد تغییر نکرده. کمابیش می دانم چه باید کرد. من به طور ابتدایی وارد شدن و خارج شدن از شکاف یخی را آموخته ام. کار بسیار سختی است.

•فیلمبرداری و کلاً کار در برف چه طور بود؟ شما در کار ساخت این فیلم با عناصر پیچیده و شرایط دشواری مواجه بودید وضعیت چگونه بود؟

ساخت این فیلم یک تجربه شگفت انگیز بود. انگار که انسان به دنیایی کاملاً متفاوت پای نهاده است. انگار که به سیاره ای دیگر رفته ای. من احساس می کردم که کودکی نوپا هستم که می بایستی همه چیز را از نو می آموختم، راه رفتن، لباس پوشیدن و همه کارهای دیگر را. باید یاد می گرفتم که با تمام وسایل و تجهیزات راه بروم. فکرش را بکنید: دور و بر شما پر از طناب است، انواع گیره ها و گره ها. این یک واقعه پرماجراست. کاری بس دشوار و عملی که به لحاظ فیزیکی بسیار شاق است و من اغلب خودم شگفت  زده بودم که چه طور توانستم از پس اش برآیم.

•برای شرح دوباره وقایع، داستان را از کجا آغاز کردید؟

ساخت این فیلم، خودش یک چالش بزرگ بود. فیلم، زمینه ای مستند داشت و در ظاهر هیچ مفهوم کلی ای از ساخت آن در ذهن من وجود نداشت. اغلب اوقات تصور می کردم که یک فیلم مزخرف ساخته ام، این به این دلیل بود که درام هرگز نمی تواند به زندگی حقیقی بپیوندد. همچنین، درام، صداقت و صراحت تجربه واقعی و مردمان واقعی را ندارد. بدین ترتیب، هنگامی که شما زندگانی مردمان واقعی را وارد یک درام می کنید، درام تضعیف می شود. چنین درامی دیگر فاقد وزنه خاص خود است. مدت زیادی طول کشید که من تنها در مورد ساخت این فیلم به تصمیم قطعی برسم. این یک ریسک بزرگ بود. همه عوامل فیلم باید با هم و در کنار یکدیگر کار را شروع می کردند. کاری که ما سعی بر انجامش داشتیم، واقعیت بخشی یک درام بود به گونه ای که بیننده احساس کند، پشت سر کوهنوردان به راه افتاده. فیلم نمی بایست غیرطبیعی باشد بنابراین ما در استودیو های بزرگ و دکور های عظیم فیلمبرداری نکردیم. جای دوربین ناهموار بود و ما این کار را عملاً نکردیم بلکه در محیط کوهستانی، چاره ای جز این نداشتیم. 

بسیاری از فیلم هایی با ژانر کوهستان در استودیو پر شده اند. فیلم «حد عمودی» یک صحنه مربوط به شکاف یخی دارد. این صحنه شبیه همه چیز هست الا یک شکاف یخی. شما به راحتی متوجه این موضوع می شوید حتی اگر تا به حال یک شکاف واقعی را از نزدیک ندیده باشید. اما در فیلم لمس خلأ تمام شب های سرد کوهستانی که در فیلم می بینید، حقیقتاً در شب و در کوهستان های واقعاً سرد تصویر برداری شده.بازیگران فیلم، واقعاً از پرتگاه ها آویزانند. طوفان های فیلم همه واقعی اند و شرایط بدی که شما در فیلم شاهدش هستید همگی شرایط موجود در کوهستان های واقعی اند. بازیگران تظاهر به این نمی کنند که سردشان شده. آنها واقعاً سردشان است.

•بازیگران را چگونه ارزیابی می کنید؟ انتخاب بازیگران به چه صورتی بود؟

من مدت زیادی را صرف یافتن کسانی کردم که برای ایفای این نقش ها مناسب باشند. من به طور کلی در پی افرادی مشهور و چهره های آشنا نبودم. چون اعتقاد داشتم این دسته از بازیگران نمی توانستند طلسم شکن باشند. در ضمن مایل بودم کسانی را برگزینم که حداقل به طور مبهمی به مردم واقعی شبیه باشند. من به دنبال کسی بودم که برای انجام هر کاری آماده باشد. اینان آدم های جوانی بودند، مشتاق و گرسنه نقش آفرینی. اینان قادر به انجام هر کاری بودند، هر کاری که یک ستاره قادر به انجامش نیست. این دو نفر می توانستند شب را در یک پناهگاه برفی در دل کوهستان سر کرده و یا در چادری بخوابند. حتی می توانستند شب را در بیرون بگذرانند، طوری که صبح هنگام، قندیل ها بر سر و رویشان رشد کرده باشد. کمتر کسی حاضر به انجام این کارهاست.

•آیا در بازگویی داستان به سرنوشت حقیقی «جو» هم نظر داشتید؟

یکی از تکذیبیه های بزرگ فیلم این است که ما در اینجا دو تا آدم داریم و شما می دانید که «جو» زنده خواهد ماند چون او اینجاست، زنده است و مشغول تعریف کردن داستان. من کمابیش از احساس بیننده مطلع بودم و فیلم را به صورت سرنوشت مستند یک کوهنورد ساختم. چون شما با یک فرد واقعی روبه رو یید. می  دانید که فیلمنامه های بسیاری نوشته می شود اما کمتر کسی قادر است که یک داستان را به گونه ای موفقیت آمیز به یک درام تبدیل کند. چون قادر نیست همه آنچه را که در مغزش می گذرد، بیرون بریزد. اگر بگویم تنها راهی که می توان به اصل داستان وفادار بود، همین گونه حکایت  سازی های مستند است، ناشی از تکبر من نخواهد بود. اما من هم یک مشکل داشتم. من سعی می کردم داستانی خلق کنم که ذاتی پرتنش داشت. داستان، محکم به شما چسبیده و شما سخت علاقه مندید که پایان آن را بدانید، اما نتیجه، همیشه همین جاست. روبه روی شما، مقابل دیدگان شما. من معتقدم که در فیلم های تام کروز، بیننده در هر حال می داند که تام در پایان زنده می ماند. این خودش ژانر است. شما می دانید که سوپراستار فیلم نباید بمیرد. اما هنوز هم بین ناباوری، صرف وقت احساسی و تلاش درنوسانید. در مورد این فیلم هم همین احساس تعلیق، حکمفرماست اما شگفت اینکه من از هیچ کس نشنیدم که بگوید داستان این فیلم را خریده یا به تماشای فیلم رفته چون می دانسته که در پایان «جو» زنده می ماند.

•آیا فکر نمی کنید که درباره این فیلم اغراق شده؟ آیا فیلم زیادی بزرگ نشده؟ درست است که شما فیلم بسیار مهیجی ساخته اید، اما خیلی هم حساسید. شما نسبت به گرفتاری های مردم واقعی حساسید.

اصلاً، برای ساخت فیلم مستند باید این گونه بود. به خصوص مستندی این گونه که من باید برای سینما می ساختم. من بایستی مواد اولیه فیلم را تا حدی دراماتیک می کردم. اما در عین حال باید راستگو و شریف نیز باقی می ماندم. چون این فیلم با احساسات مردم واقعی و وقایع حقیقی ای که پیرامون آنها رخ می داد، سروکار داشت. خوشحالم که «جو» تصور می کند که فیلم همان گونه است که باید باشد اما در مورد سیمون این گونه نبود. سیمون فیلم را دوست نداشت. ما در پرو با هم صحبت کردیم. او فیلم را نوعی تجربه وارونه یا آشفته می دانست. این موضوع همیشه برای یک مستند ساز، مسئله بوده. خب، داستان _ هنگامی که به قالب درام درمی آید _ دیگر باور نکردنی و عجیب نیست.

•فیلم شما به موضوعات جهانی می پردازد. موضوعاتی که مردم را سحر می کند و شرایطی که همه درکش می کنند مثلاً کولاک برف و ...

این در واقع یک سطح اسطوره ای است و موضوعی عمیق. مضمون فیلم واقعاً قدرتمند است. نوعی عنصر معنوی یا روحانی. تقریباً همانند زیستن در جهانی بدون خدا! شما به جای یک حس معنوی در درون خود با یک عزم راسخ و ارائه آهنین مواجه می شوید. خوب در مورد این موضوع می توان با هر کسی صحبت کرد. حتی با مردم دینی. اینان تفسیر  خاص خود را از فیلم دارند. شاید معجزه و یا چیزی شبیه آن.

•لطفاً در خصوص لوکیشن فیلم و شرایط سخت فیلمبرداری بیشتر صحبت کنید.

در تمام مدت فیلمبرداری در کوهستان، تنها احساسی که داشتم، احترام به آن مکان بود.البته سختی کار هم کم نبود. تصورش را بکنید. همه چیز باید تحت کنترل باشد. ماشین باران ساز در کنار شماست. خیابان های منتهی به کوهپایه ، هوای ابری در حالی که نیاز به تابش خورشید دارید. اما باز هم تنها احساس احترام در من شعله ور بود و بس. ما کسب خبر می کردیم که فردا هوا خوب است، شب را می خوابیدیم و صبح هنگام در حالی برمی خاستیم که هوا خراب بود و برف شدیدی می بارید. پس آن گاه شما خواهید گفت: بسیار خوب، ما به این لوکیشن هم نیاز داشتیم، همین صحنه را می گیریم، اما تا مشغول کار شوید طوفان درمی گیرد. روز دیگر قصد دارید یک صحنه کولاک را فیلمبرداری کنید ولی هوا به شدت آفتابی است. این کار مانند چیدن یک پازل با تکه های بسیار پراکنده بود.

•جوامع و انجمن های کوهنوردی چه واکنشی نسبت به این فیلم داشتند؟

واکنش این گونه مجامع بسیار بسیار مثبت بود. فیلم در فستیوال های مختلفی به نمایش درآمد مثلاً تورنتو. فیلم در ۳ فستیوال کوهنوردی به نمایش درآمد. اینها جشنواره های مربوط به صعود، کوهنوردی و طبیعت بودند و فیلم در هر کدام از جشنواره ها، جایزه های اصلی را از آن خود کرد. مجامع و انجمن های کوهنوردی هم فیلم را معتبر و موثق دانستند.

•شنیدیم که شما گفتید واکنش سیمون، چندان مثبت نبوده.

خب، فیلم برای سیمون مشکل بود. چون قهرمان «جو» بود و سیمون چندان قهرمانی از خود نشان نداد، او سرزنش شد. این دو نفر، هر دو به خاطر بازی در این فیلم در عالم کوهنوردی بسیار مشهور شدند. همه می گویند سیمون همان کسی است که طناب را پاره کرد.تحمل این شرایط برای او سخت است. اما من خوشحالم که هر دوی اینها در فیلم صادق و صریح بودند. چنین صداقتی، کمیاب است. در واقع یکی از خصایص کوهنورد واقعی همین صراحت و صداقت اوست. آن ها به شما می گویند که به چه می اندیشند. این موضوع لااقل برای من _ به عنوان کارگردان _ همچون برکت و رحمت خداوندی بود.

 

نظرات کاربران درباره TOUCHING THE VOID

نظری در مورد این محصول توسط کاربران ارسال نگردیده است.
اولین نفری باشید که در مورد TOUCHING THE VOID نظر می دهد.

ارسال نظر درباره TOUCHING THE VOID

لطفا توجه داشته باشید که ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
 
کد امنیتی *
captcha

برچسب های مرتبط با TOUCHING THE VOID

فیلم کوهنوردی
قیمت: 4,200 تومان
کد محصول rgh7
وضعیت موجودی موجود
برند فیلم
بر اساس سلیقه شما...
HILLARY ON EVEREST
4,200 تومان
THE ALPS
4,200 تومان
EVEREST THE HARD WAY
4,200 تومان
THE WILDEST DREAM
4,200 تومان
STORM OVER EVEREST
4,200 تومان
KLIMANJARO
4,200 تومان
THE BECKONING SILENCE
4,200 تومان
HIGHER GROUND
4,200 تومان
DEATH ON EVEREST
4,200 تومان
EVEREST
4,200 تومان